المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

884

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

مؤمن معصيتكار دائمى و هميشگى نيست و ظاهر آيه با آن منافات و مغايرت دارد كه به چهار صورت در توجيه آن جواب داده شده است : 1 - از امام صادق ( عليه السّلام ) در توجيه آن چنين نقل شده است كه : « انّه قتله على دينه و لأيمانه « قاتلا لأيمانه » ؛ يعنى : چون مؤمن بوده و به جهت ايمان و اعتقادش ، او را كشته است ، شك و ترديدى نيست كه چنين كارى نشانهء كفر قاتل و موجب خلود هميشگى او در آتش جهنّم خواهد بود » . 2 - بطلان اعمال و خلود در جهنّم مخصوص كسى است كه بدون توبه و بازگشت بميرد ، و لكن اين توجيه از نظر ، هيچ است ، چون محل و مورد نزاع و گفتگو بدون توبه است و الّا با توبه اصولا عقاب و كيفرى نخواهد بود . 3 - در توجيه قتل عمد اين است كه قتل مؤمن را حلال و جايز مىدانسته‌اند . اين قول عكرمه است و مؤيّد آن داستان مقيس بن ضبابه است كه برادر خود را در بين طايفهء بنى النّجار ، كشته و قطعه قطعه شده مىيابد و قاتل آن معلوم نبوده است . پيامبر خدا ( ص ) دستور مىفرمايد كه ديه او را بدهند ، پس از آن به يك فرد مسلمان حمله مىكند و او را مىكشد و در حالى كه به مكّه برگشت و رجعت مىكند كه مرتّد شده ، و از دين برگشته بود ، 4 - مراد و منظور از « خلود » در « خالدا فيها » به خاطر جمع بين دو دليل مكث و اقامت طولانى و توقّف بسيار و دراز مدّت مىباشد . 3 - توبهء قاتل به قتل عمدى : پشيمانى خلاص و بدون غلّ و غش و كفّارهء جمع كه خصال ثلاث است ، مىباشد و آن سه كفّاره به شرح ذيل است ، 1 - عتق و آزاد كردن برده 2 - گرفتن دو ماه روزهء پىدرپى و پشت سر هم 3 - إطعام و غذا دادن به شصت فقير و مسكين پس از آن خود را تسليم ورثه كردن است كه ورثه يا او را قصاص مىكنند و مىكشند ، يا به ديه راضى مىشوند ، يا عفو مىكنند . * * * [ 419 ] آيهء ششم : « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً